• عن الرضا(ع):مَن جَلسَ مَجلِسا یُحیِی فیِه امرُنا لَم یَمت قَلبَه یَوم تَموتُ فِیه القُلوب "طرائف الحکم ج1 ح 15 "
  • یا مُوسی بنِ عمران! عُفِّ یُعَفُّ اَهلُکَ ای موسی بن عمران!باعفت باش تا اهل تو نیز باعفت باشند"طرائف الحکم ج1 ح 171"
  • امام رضا(ع):هرکه بنشینددرمجلسی که درآن مجلس ذکراحادیث مامی شود،نمی میرددل او روزیکه دلهامرده است"طرائف الحکم ج1 ح15
  • البُخلُ عارٌ والجُبنُ مَنقَصَه بخل ننگ است و ترس کمبود امام علی (ع) حکمت سوم نهج البلاغه
  • نعم القرینُ الرضا رضامندی همنشین خوبی است امام علی (ع) حکمت چهارم نهج البلاغه
  • صدر العاقل صندوق سره : سینه شخص عاقل صندوق سر ( راز ) اوست. امام علی (ع) حکمت پنجم نهج البلاغه
  • امام علی(ع): با دیگر مردمان با انصاف رفتار کن و با مومنان به ایثار (منتخب میزان الحکمه ح 6ص 7)
  • امام علی(ع): مَن اکثَرَ مِن ذِکرِالآخره قَلَّت معصِیتُه: هرکس زیاد به یاد آخرت باشد، گناه او کم شود{منتخب میزان الحکمه ح39}
  • الامام حسن(ع) : لا ادبَ لِمَن لا عَقلَ لَه{آن را که خرد نیست، ادب نیست } منخب میزان الحکمه ح 131 ص17
  • امام رضا(ع): به کودک دستور بده که با دست خودش صدقه بدهد گرچه به اندازه تکه نانی و یا یک مشت از چیزی باشد{منخب میزان الحکمه ح150}
  • پیامبراکرم(ص): فرزندان خود را در7سالگی نماز بیاموزید و چون10ساله شدند،انها را بر ترک نماز تنبیه کنید و بسترهایشان را از هم جداکنید{منتخب میزان الحکمه ح151}
  • پیامبر اکرم(ص):ترسناکترین چیزی که میترسم به آن مبتلا شوید،شرک اصغر است؛گفتند:شرم اصغر چیست؟فرمود: ریا{منتخب میزان الحکمه ح 344}
  • رسول الله(ص): مَن اَحَبَّ آَن یَنظُرَ الی اَحَبِّ اهلِ الارضِ الی اهل السماءِ فلیَنظُر الی الحسین{منتخب میزان الحکمه ح 495}
  • امام سجّاد عليه‏ السلام : أنتِ بِحَمدِ اللّه‏ِ عالِمَةٌ غَيرُ مُعَلَّمَةٍ، فَهِمَةٌ غَيرُ مُفهَّمَةٍ؛ [اى زينب!] تو، بحمداللّه‏، عالمى هستى كه نزد كسى تعليم نديدى و دانايى هستى كه نزد كسى نياموختى. بحار الأنوار ؛ ج 45 ، ص 164
  • امام حسين عليه ‏السلام : يا أُختاه لاتَنسيني في نافِلَةِ اللَّيلِ؛ اى خواهرم ! مرا در نماز شب فراموش نكن. وفيات الأئمه ، ص 441
  • امام علی علیه السلام : لا تَرَى الجاهِلَ إلاّ مُفرِطا أو مُفَرِّطا؛ نادان را نمى ‏بينى، مگر در حال زياده‌روى يا كم گذاردن. نهج البلاغه، حكمت 70
  • امام علی علیه السلام : مَن كَثُرَ فِكرُهُ فِي المَعاصِي دَعَتهُ إلَيها؛ آن‏كه در گناهان، بسيار انديشه كند، [اين كار،] او را به گناه مى‏ كشانَد. غرر الحكم، ح8561
  • امام صادق علیه السلام : اَحْسِنْ مُجاوَرَةَ مَنْ جاوَرْتَ تَكُنْ مُسْلِما؛ با همسايه‌ات خوشرفتارى كن تا مسلمان راستين باشى. بحارالأنوار: ج74، ص158
  • امام علی علیه السلام : مَن يَكتَسِبْ مالاً مِن غَيرِ حِلِّهِ يَصرِفْهُ في غَيرِ حَقِّهِ؛ كسى كه مالى را از راه ناروايش به دست آورد، آن را به ناروا خرج كند. غرر الحكم ،ح8883
  • امام سجّاد عليه‏ السلام : [اى زينب!] تو، بحمداللّه‏، عالمى هستى كه نزد كسى تعليم نديدى و دانايى هستى كه نزد كسى نياموختى. بحار الأنوار ؛ ج 45 ، ص 164

زندگینامه آیت الله حاج سید علی اصغر دستغیب قائم مقام جامعه روحانیت شیراز

 

 

 

 

 

 

 

 

ولادت و نسب

حضرت آيت الله آقاي حاج سيد علي اصغر دستغيب در چهارم آذرماه سال 1324 هجري شمسي مطابق با هيجدهم ذيحجه ( عيد غدير ) سال 1364 هجري قمري در شيراز متولد شدند . پدرشان مرحوم آقاي سيد علي اكبر دستغيب فرزند مرحوم آيت الله آقا سيد علي فرزند مرحوم آيت الله سيد هدايت الله دستغيب مي باشند .


مرحوم پدرشان در نجف اشرف متولد شدند و از اين جهت در اوائل به ايشان آقا نجفي مي گفتند و تا زماني كه در نجف اقامت داشتند مشغول تحصيل علوم ديني بودند ، اما پس از رحلت مرحوم والدشان كه به ايران آمدند از نخستين كساني بودند كه با ورود به فرهنگ و تأسيس مدرسه ، در سمت مديريت آن مشغول خدمت شدند و لذا به مدير شهرت يافتند .
اغلب افراد خاندان دستغيب و بسياري از چهره هاي سرشناس شهرشان در آن زمان محصلين مدرسه ايشان بوده اند . ايشان پس از بازنشستگي ، كتابخانه حافظيه را بازسازي و مديريت آن را به عهده گرفتند و در سال 1342 دار فاني را وداع گفته و در يكي از حجرات حرم مطهر حضرت سيد مير محمد (ع) كنار درب ورودي سمت چپ بخاك سپرده شدند.
والد معظم پدرشان مرحوم آيت الله آقاي سيد علي دستغيب در نجف اشرف تحصيلات عاليه را گذرانده و بنا بر نقل مطلعين و بزرگان خاندان دستغيب آن بزرگوار مجتهد مسلم و از مدرسين بلند پايه نجف بوده اند. ايشان در سال 1325 هجري قمري درنجف رحلت نموده و در وادي السلام نزديك قبور هود و صالح مدفون گرديده اند .
جد بزرگوار پدرشان مرحوم آيت الله آقا سيد ميرزا هدايت الله از شاگردان مبرّز مرحوم آيت الله العظمي سيد محمد حسن شيرازي ( ميرزاي بزرگ ) و در رشته هاي مختلف علوم متبحر و از مجتهدين عاليمقام بوده اند و پس از مراجعه به شيراز از علماي برجسته و طراز اول اين شهر بوده و در بين مردم شهرت ، نفوذ و محبوبيت خاصي داشته اند .
علامه بزرگوار مرحوم شيخ آقا بزرگ تهراني در كتاب “ هدية الرازي الي الامام المجدد الشيرازي ” مي نويسند : “ سيد ميرزا هدايت الله دستغيب شيرازي فرزند اسماعيل از شاگردان ميرزا حسن مجدد شيرازي در نجف بود و سپس به سامرا مهاجرت نمود و پس از مدتي به شيراز رفت و در آنجا از مدرسين بزرگ شد و جمع زيادي از افاضل طلاب نزد ايشان تلمذ نموده ، استفاده مي كردند . نحو را از خارج درس مي داد . وي جامع فنون بود ، بخصوص در علوم عربيه و ادبيات و نيز طبع شعر داشت . از آثار ايشان حاشيه اي بر رسائل و مكاسب است . در حدود 80 سالگي بسال 1319هجري قمري وفات يافت و پسران فاضلي را از خود به يادگار گذاشت . ”‌
نزديك به همين عبارات در كتاب “ اسرة المجدد الشيرازي ” نوشته نورالدين شاهروردي در صفحه 177 ذكر شده است .
مرحوم شيخ آقا بزرگ در بخش ديگري از همان كتاب راجع به مرحوم سيد محمد ابراهيم حسني بهبهاني عالم جليل القدر شيراز مي نويسد : “ ايشان از شاگردان علامه انصاري و ميرزاي شيرازي بود كه با سيد ميرزا هدايت الله دستغيب دوستي و مباحثه داشته است .  ”
مرحوم آيت الله سيد ميرزا هدايت الله داراي يازده اولاد ذكور بوده اند كه اغلب از علماء و روحانيون معروف شيراز محسوب مي شوند . مدفن آن بزرگوار داخل حرم مطهر حضرت سيد مير محمد (ع) در قسمت بالاي سر مي باشد .
جده ي پدري ايشان مرحومه خانم خجسته دستغيب صبيه مكرم مرحوم آيت الله سيد ابوالحسن دستغيب ( عمو زاده مرحوم آيت الله سيد هدايت الله دستغيب ) مي باشند . ايشان از بانوان با فضيلت بوده و والد بزرگوارشان از علماي بزرگ و جامع معقول و منقول شمرده شده و تأليفاتي داشته اند ، از جمله كتابي كه در شرح كلمات اميرالمؤمنين علي (ع) كه نسخه خطي آن به زبان عربي موجود است .
دائي محترم پدرشان مرحوم آقاي روحي دستغيب تنها فرزند ذكور مرحوم آيت الله سيد ابوالحسن دستغيب فردي
فاضل ، اديب و شاعر بوده است و نسبت به اشعار لسان الغيب حافظ شيرازي علاقمند و خط زيبايي داشته اند .
ايشان در چهار طاقي قبرستان دارالسلام شيراز مدفون مي باشند .
والده محترمه حضرت آيت الله سيد علي اصغر دستغيب ، حاجيه خانم همدم ( نصرت الشريعه ) صبيه مرحوم آيت الله آقا سيد محمد تقي دستغيب ( از فرزندان مرحوم آيت الله سيد ميرزا هدايت الله ) مي باشند كه آن مرحوم از علماي متقي و امام جماعت مسجد باقر خان ( پشت بازار حاجي ) بوده اند و مدفن ايشان هم جنب حرم مطهر حضرت سيد مير محمد (ع) قرار دارد . آن مرحوم داراي سه فرزند ذكور بوده اند كه ارشد ايشان ، دائي معظم حضرت ايشان ، عالم رباني و شهيد محراب حضرت آيت الله آقاي حاج سيد عبدالحسين دستغيب . احوالات آن معلم اخلاق و مجاهد في سبيل الله امام جمعه فقيه شيراز نزد خاص و عام معروف است . بسياري از شخصيت هاي بزرگ اسلامي و مقامات علمي و معنوي و سوابق مبارزاتي معظم له را ستوده و از ايشان به عظمت ياد كرده اند . مدفن شريف ايشان جنب حرم حضرت سيد مير محمد (ع) زيارتگاه شيفتگان علم و تقوي است .
خاندان دستغيب از سلسله جليله سادات حسيني هستند و طبق شجرنامه موجود حضرت آيت الله سيد علي اصغر با 32 واسطه به جد امجد و بزرگوارشان حضرت امام سجاد علي بن الحسين (ع) مي رسند .
سيد علي اصغر بن سيد علي اكبر (1) بن سيد علي (2) بن سيد ميرزا هدايت الله (3) بن اسماعيل (4) بن مهدي (5) بن عبدالحسين (6) بن اسماعيل (7) بن ابي الحسين محمد (8) بن ابي جعفر محمد زمان (9) بن مير هدايت الله (10) بن ابي ابراهيم اسماعيل (11) بن عماد الدين ابراهيم (12) بن جلال الدين يحيي (13) بن تاج الدين محمد (14) بن بهاءالدين حيدر (15) بن جلال الدين اسماعيل (16) بن ضياءالدين علي (17) بن زين الدين عربشاه (18) بن ابي الحسين نجيب الدين اميري (19) بن خطير الدين اميري (20) بن ابي علي حمال الدين حسن (21) بن ابي جعفر الحسين الشاعر العزيزي (22) بن ابي سعيد علي النصيبي الشاعر (23) بن ابي ابراهيم زيدالاعثم (24) بن ابي شجاع علي (25) بن ابي عبدالله محمد الخطيب الشاعر (26) بن ابي الحسن علي نجران (27) بن ابي عبدالله جعفر الشاعر ( 28) بن احمد السكين (29) بن محمد (30) ابن ابي جعفر محمد (31) بن زيد الشهيد (32) بن الامام الرابع زين العابدين علي بن الحسين بن علي بن ابيطالب (ع)

 

تحصیل و تدریس:

 

حضرت آيت الله سيد علي اصغر دستغيب دوره ابتدائي را در دبستان فرصت گذراندند كه به لحاظ داشتن مدير و مربيان متدين و دلسوز ، محيط تربيتي بسيار خوبي محسوب مي شد .
 دوره متوسطه را در دبيرستان شاهپور طي كردند كه آن زمان از مدارس متوسطه نمونه محسوب مي شد . از نظر علمي دبيرهاي خوبي داشت و از لحاظ ديني و تربيت هم مربيان فعالي بودند كه با مساعدت و همراهي ايشان و بعض دانش آموزان ديگر انجمن اسلامي را تشكيل دادند و جهت جلسات آن برنامه ريزي مي نمودند . انتشار جزوه اي در اهميت نماز واحكام آن از كارهاي انجمن بود .
آن زمان سه رشته دبيرستاني وجود داشت ( رياضي ، طبيعي و ادبي ) و با توجه به اينكه از همان وقت علاقمند به تحصيلات حوزوي بودند ، انتخاب رشته ادبي مناسبتر بود ، اما رشته رياضي را صرفاً به لحاظ جنبه فكري آن اختيار كردند كه البته در آن ايام از ارزش بالاتري نسبت به دو رشته ديگر برخوردار بود .
علاقه ايشان نسبت به روحانيت موجب بود كتبي را كه در احوالات مشاهير نوشته شده با اشتياق مطالعه نموده و گفتار و رفتار علماي مبرّز شهرشان را به دقت ملاحظه كنند و بيش از همه تحت تأثير شخصيت دايي معظم خود يعني حضرت آيت الله شهيد دستغيب ( قدس سره ) بودند .
لذا پس از اخد ديپلم به تحصيلات حوزوي مشغول شدند و ضمن فراگيري دروس مقدمات و سطح معمولاً كتب قبلي را تدريس مي نمودند . علاوه بر آن خداوند منان توفيق انجام وظيفه تبليغ را خصوصاً در رابطه با نسل جوان به ايشان عنايت فرموده بود .
پس از پايان دوره سطح جهت تكميل دروس حوزوي به قم عزيمت نمودند و عمدتاً از خارج اصول مرحوم آيت الله العظمي ميرزا هاشم آملي ( قدس سره ) و خارج فقه مرحوم آيت الله العظمي گلپايگاني ( قدس سره ) استفاده كردند .
پس از مراجعت به شيراز مجدداً برنامه تدريس و تبليغ را آغاز نمودند .
در همان اوقات ، انقلاب اسلامي وارد مرحله جديدي شده و مبارزات ملت مسلمان ايران به رهبري حضرت امام خميني ( قدس سره ) تشديد گرديد . فرياد ميليون ها انسان تحول يافته و الهي شده عليه رژيم ستم شاهي برخاست و حوادث و رويدادهايي بوقوع پيوست كه متعاقب آن براي بسياري از عزيزان اسلام مشكلاتي ايجاد كردند و حضرت ايشان هم دستگير و راهي زندان گرديده و سپس به تبعيدگاه فرستاده شدند كه در بخش خاطرات سياسي و سوابق مبارزاتي به آن وقايع اشاراتي نموده ايم .
پس از پيروزي انقلاب اسلامي و تأكيد امام راحل (ره) مبني بر توجه و اهتمام نسبت به حوزه هاي علميه ، ايشان به تأسيس حوزه علميه رضويه شيراز اقدام نمودند و تعدادي از داوطلبان ثبت نام كردند كه از بين آنها افراد مستعد و ذيصلاح را انتخاب نموده و به تدريس و تعليم پرداختند ؛ براي دوره اول از مقدمات تا پايان سطح ( كفايتين ) را شخصاً تدريس نمودند ، همزمان با تحولات جديد و نظم نوين حوزه علميه قم ضمن اعلام همكاري و هماهنگي با مركز مديريت قم اقدام به گزينش دوره هاي ديگر صورت گرفت كه هم اكنون در پايه هاي مختلف به تحصيل علوم ديني اشتغال دارند .
از نوشته هاي حضرت آيت الله سيد علي اصغر دستغيب علاوه بر تقريرات بحث فقه و اصول ، رساله اي تحقيقي تحت عنوان “ علائم البلوغ في الذكر و الانثي ” و رساله ديگر تحت عنوان “ تنجيس المتنجس ” موجود است .

 

اخلاق و معنویت

بديهي است كه مربي و استاد عمده ترين نقش را در تربيت نفوس ايفا مي نمايد . لذا در اين بخش لازم است از بزرگاني ياد كنيم كه حق تعليم و تربيت بر آقا سيد علي اصغر دستغيب دارند :
1ـ آيت الله شهيد حاج سيد عبدالحسين دستغيب ( قدس سره ) كه تأثير عميق در جهت گيري و تربيت روحي ايشان داشته و مشعل فروزاني در مسير هدايتشان بوده اند و لذا قرابت با معظم له و هم جواري منزل پدريشان را با مسجد جامع عتيق از نِعَم الهي مي دانند .
از همان كودكي مكبر “ اقامه گو ” براي نمازجماعت ايشان بودند و طبعاً هنگام نماز چشم به چهره نوراني آن عالم رباني و عارف صمداني مي دوختند . ایشان نقل مي كنند : “ فراموش نمي كنم زماني را كه هنگام قنوت قطرات اشك بر گونه و محاسن شريفش مي غلطيد ، آن هنگام بيشتر خيره مي گشتم و تا اعماق وجودم اثر مي نهاد . آن حالت را كه در محراب نماز از ايشان مي ديدم ، مجذوب و شيفته گفتارشان در منبر مي شدم . اغلب اوقات نزديك منبر مي نشستم و با دقت به مواعظ و نصايح آن معلم اخلاق و مهذب نفس گوش مي دادم . در مسجد كه بودم حركات و رفتار ، نحوه تلاقي و گفتار ايشان را با اصحاب مسجد و مؤمنين به دقت ملاحظه مي كردم و هنگام خروج از مسجد معمولاً با فاصله كوتاهي پشت سرشان مي رفتم . چون منزلمان در مسير راه بود ، حركت آرام و توأم با وقار معظم له چه موقعي كه تنها بودند و چه زماني كه همراه داشتند توجهم را بسيار جلب مي نمود . شبها در حاليكه يكي از علاقمندان با چراغ نفتي كوچكي پيشاپيش مي رفت و ايشان با گامهاي آهسته كوچه هاي تاريك فاصله مسجد تا منزل را طي مي كردند براي من حال و هوايي مخصوص داشت .
در سنين بالاتر سؤالهايي را كه براي خود يا بعض همسالانم مطرح بود از آن بزرگوار مي پرسيدم و از اينكه مجهولات و اشكالاتم به شيوه اي بسيار ساده و روان حل مي شد ، خشنود مي شدم و خدا را شكر مي كردم . هر چه زمان مي گذشت از نماز و خصوصاً قرائت ايشان لذت مي بردم . دعاي كميل شبهاي جمعه با آن آواي ملكوتي برايم بسيار جاذبه داشت در حاليكه تأثير عميق انفاس قدسيه معظم له را بر نفوس مستعده شاهد بودم . توسلات و توجهات ايشان نسبت به اجداد طاهرينشان خصوصاً حضرت ابي عبدالله الحسين (ع) و به ويژه ذكر مصائب آن حضرت (ع) همه را تحت تأثير قرار داده و منقلب مي ساخت .
در مراحل بعد خصوصاً پس از ورود به لباس مقدس روحانيت ، ارتباطم با ايشان نزديكتر گرديد و از آنجا كه به لطف خداوند مورد توجه و عنايت معظم له بودم ، اغلب اوقات در محضرشان حضور يافته و از تذكرات و بيان تجربيات زندگي و احوالاتشان استفاده مي نمودم و هر زمان كه به علت اشتغالات تأخيري ايجاد مي شد از علت آن استفسار مي فرمودند .
انقلاب اسلامي چه قبل و چه بعد از پيروزي اين ارتباط را محكمتر ساخته و جلسات مشورتي كه بخصوص پس از پيروزي انقلاب جمعيت بعض دوستان در محضر پر فيض ايشان داشتيم فرصتهاي مغتنمي بود كه بطور ضمني از نكات اخلاقي آن نفس قدسي بهره مند گرديم . بخاطر دارم با بياني شيوا و جذاب حضار را از حيله هاي نفس اماره و تفرد طلبي و تعلقات مادي و خروج از جاده عبوديت و اخلاص بر حذر مي داشتند .
يكي از ويژگي هاي محضر ايشان اين بود كه آرامش و اطمينان قلب به حاضرين مي بخشيد . هر گاه در برخورد با حوادث و رويدادها تشويق و اضطراب يا غم و اندوه عارضمان مي شد به مجردي كه خدمت ايشان رسيده و صحبتي مي فرمودند تمام آن عوارض برطرف گشته و به جاي آن حال روحاني خوبي پيدا مي كرديم . ”
2ـ مرحوم آيت الله حاج شيخ حسنعلي نجابت ( قدس سره ) از شاگردان آیت الحق مرحوم سید علی قاضی (قدس سره)  ايشان نيز هدايتگر و دليل راه در مسير سير و سلوك الي الله و معرفت حق تعالی بودند و از فيوضات ايشان بهره هاي فراوان گرفتند.
معظم له بيش از هر موضوعي بر توحيد حضرت احديت و التزام به لوازم آن تأكيد مي فرمودند و از حركتهاي خيالي و جلوه هاي نفس بر حذر مي داشتند و اين نكته را به شاگردان خود تفهيم مي نمودند كه در سير بسوي خدا نه تنها خيالات بلكه كشف و كرامات ارزشي ندارد و تنها هدف ارزشمند ، تقرب به خداوند و لقاء الله مي باشد كه براي ميل به آن مي بايست جديت نمود .
آن مرحوم خود توجه دائم و حضور مستمر نسبت به پروردگار عالَم داشتند . نام خداوند علي اعلي را آنچنان با حلاوت و طراوت بر زبان جاري مي ساختند كه تنها با كلمه عشق تفسير مي شد .
نماز آن بزرگوار بسيار با حال بود و حقيقتاً انسان لذت نماز را هنگام اقتداء به ايشان مي چشيد . اغلب اوقات به ذكر گفتن يا صمت و سكوت التزام داشتند .
تفكر ركن عمده محضر آن جناب بود ، معمولاً سؤالي درباره خداشناسي و معارف الهي مطرح مي شد . همه حاضرين درباره آن فكر مي كردند و چنان چه پاسخي به نظرشان مي رسيد اظهار مي داشتند . بديهي است اين تفكر هم نورانيت ايجاد مي نمود و هم تفهيم معاني عميق براحتي صورت مي گرفت . ضمناً آن جلسات محك خوبي بود براي تشخيص و تميز تفكر از تخيل . هر كس اهل تفكر بود مأنوس مي گشت و حيات خود را در آنجا مي يافت و اگر اهل خيال بود نمي توانست آرام بگيرد و با آن شرايط انسي پيدا نمي كرد .
ايشان نسبت به اهل بيت عصمت و طهارت (ع) اظهار علاقه و ارادت مي نمودند و در مورد سادات و ذراري پیامبر (ص) نهايت اكرام و اعزاز را داشتند .

 

 

برنامه های تبلیغی:

از نخستين توفيقاتي كه حضرت ايشان در سالهاي اوليه ورود به لباس روحانيت داشتند تهيه مقالات متنوع به مناسبت هاي مختلف بود . بعنوان نمونه از مقاله اي در پاسخ به نوشته هاي دكتر ميمندي نژاد ياد مي‌شود كه در نشريه سراسري ( نداي حق ) و روزنامه محلي ( پارس ) طي چند شماره چاپ گرديد . شخص مزبور در مجله ( رنگين كمان ) از شراب بعنوان دارويي معجزه آسا ياد كرده و علماء و بزرگان شيعه از جمله محقق عظيم الشأن علامه نائيني ( قدس سره ) را در مورد اهانت و اتهام قرار مي داد .
در سال 1348 به پيشنهاد بعض جوانان متدين شبهاي سه شنبه جلسه اي در مسجد حاج ميرزا كريم واقع در يكي از محلات قديمي شهر بنام محل بيات كه نزديكي منزل مسكوني حضرت ايشان بود تشكيل دادند .
هدف ، شناسايي و جذب نيروهاي جوان به سمت مسجد و برنامه ريزي همه جانبه جهت نشر فرهنگ اسلامي در ابعاد گوناگون بود .
برنامه با شركت عده اي از جوانان و با نام “ مجمع ديني مهدي موعود ” آغاز گرديد و گسترش يافت . مجمع از كميته هاي ده گانه تشكيل مي شد كه هر كميته سه عضو اصلي داشت و سايرين طبق تمايل خودشان به عضويت يكي از كميته ها در مي آمدند .
كميته ها به قرار زير بودند : انتشارات ، كتابخانه ، تنظيم شعائر ، امور خيريه ، هنر ، ورزش و تفريحات سالم ، تبليغ در روستا ، كلاسهاي تقويتي ، جلسات جوانان و جلسات كودكان . بعنوان نمونه كميته انتشارات در مدت كوتاهي نشريه “انديشه جوان” را منتشر نمود كه در آن شرايط به لحاظ تنوع مطالب و جهت گيري متناسب با نيازهاي فرهنگي جوانان مورد توجه و استقبال واقع گرديد . ساير كميته ها نيز با حداقل امكانات تلاش پي گير نموده و موفقيت هايي داشتند . بدين ترتيب در آن جو اختناق ، مسجد حاج ميرزا كريم بصورت يكي از كانون هاي فرهنگي و پايگاه هاي مبارزاتي در آمد .
حساسيت رژيم از حضور و مراقبت مستمر مأمورين ساواك و شهرباني در جلسات مسجد و احضار و دستگيري ايشان و ديگر دوستاني كه همكاري داشتند بخوبي نمايان بود .
در آن اوقات كتاب ارزنده “ معاد ” از آثار آيت الله شهيد دستغيب تجديد چاپ مي شد و به دستور معظم له مقدمه اي بر آن كتاب نوشتند كه مورد توجه و تقدير آن بزرگوار قرار گرفت .
در سال 1351 ساختمان مسجد الرضا (ع) ( واقع در خيابان 20 متري ) كه تحت نظر آيت الله شهيد دستغيب بود براي اقامه جماعت آماده مي شد هر چند نواقص زيادي داشت. به درخواست گروهي از دانشجويان دانشگاه شيراز كه ساكن خوابگاه هاي نزديك آنجا بودند و هنگام نماز در مسجد حضور مي يافتند آيت الله شهيد دستغيب از حضرت ايشان خواستند امامت جماعت مسجد الرضا (ع) را بعهده بگيرند . شبها بعد از نماز مقداري براي دانشجويان صحبت مي كردند و تدريجاً تعدادي از اهالي هم شركت نمودند .
دانشجويان مزبور افرادي متعبد و ملتزم به رعايت اجراء دقيق احكام شرع بودند و در همين رابطه سؤالات زيادي مي‌كردند و جهت تطبيق تصميمات خود با اوامر و نواهي الهي با ايشان مشورت مي نمودند .
بعنوان نمونه در همان ايام يكي از آن دانشجويان كه بعداً بوسيله رژيم جنايتكار طاغوت به شهادت رسيد سؤالي مطرح كرد كه به نظر بعض دانشجويان در شرايطي كه طاغوت حاكم است چنانچه از سلف سرويس دانشگاه بشقاب و قاشق و غيره را مخفيانه برداشته و به افراد مستضعف و نيازمند بدهيم كار صحيح و مطلوبي است ، آيا از نظر شرعي جايز است يا نه ؟ حضرت آيت الله سيد علي اصغر در جواب ايشان گفتند : به فتواي امام خميني اين اقدام جايز نيست . وقتي مسئله بر ديگر دانشجويان منعكس و ابلاغ گرديد ، بدون هيچ ترديدي از تصميم خود منصرف شده و برنامه مزبور را انجام ندادند .
بعض اوقات يكي از دانشجويان مقاله اي تهيه و قرائت مي كرد و ايشان هم در بعض مناسبت ها سخنراني مي نمودند . بدين ترتيب و با استقبال روز افزون دانشجويان ، مسجدالرضا (ع) بصورت يكي از مراكز فرهنگ اسلامي و كانون هاي مبارزه عليه رژيم طاغوت در آمد و از اين جهت غالباً دانشجويان مزبور مورد تهاجم و دستگيري قرار مي گرفتند .
مكرر به خوابگاه يورش برده و آنها را به زندان يا به سربازي مي فرستادند و خلاصه يكي از اهداف اين خشونت پراكندن ايشان بود .
در اين مقطع همانطور كه در بخش مربوط به تحصيلات متذكر شديم ، جهت تكميل دروس خارج فقه و اصول به قم عزيمت نمودند .
پس از مراجعت به شيراز بار ديگر در مسجد الرضا (ع) به اقامه جماعت پرداختند و در اين مرحله دوستان جديدي يافتند كه هر كدام به سهم خود در طرح و اجراي برنامه ها مثمر ثمر بودند .
بعض دانشجويان تهراني كه در دانشگاه شيراز مشغول تحصيل بوده و به مسجد مي آمدند سبب ارتباط برادران فعال مسجد الرضا (ع) با بعض كانون هاي اسلامي و انقلابي تهران شدند . متعاقب اين ارتباطات نمايشگاه كتاب با كيفيت عالي در مسجد الرضا (ع) برگزار گرديد كه تا آن زمان بي سابقه بود و بسيار مورد توجه قرار گرفت . بطوريكه بسياري از جوانان مؤمن و مبارز به مسجد مي آمدند و از نمايشگاه كتاب كه مجموعه بهترين كتب اسلامي بود ديدن نموده و خريد مي كردند . لازم به ذكر است كه جهت برپايي نمايشگاه مزبور فاقد كمترين بودجه و امكانات بودند ، اما اخلاص و همت دوستان كارساز بود . به اين نحو كه دانشجويان و جوانان فعال تهراني با كمك ناشرين و افراد نيكوكار كتاب مي‌فرستادند و پس از فروش با نازليترين قيمت وجه آن ارسال مي شد . بنابراين بار ديگر مسجدالرضا (ع) كانون تلاش و حركت ديني و مركزي براي دوستان و هواداران انقلاب اسلامي گرديد .
يكي از گامهاي مثبت و مفيد ، تأسيس كتابخانه و عضوگيري و امانت دادن كتاب و نوار بود كه بطور ضمني در شناسايي و جذب نيروها و شكوفايي استعدادها نقش اساسي داشت . حضرت ايشان غالباً حضور مي يافتند و با كسانيكه جهت عضويت و دريافت كتاب مراجعه مي كردند گفتگو مي نمودند كه غالباً در انتخاب كتاب مورد مشورت واقع شده و به سؤالات اشخاص در رابطه با مسائل مختلف پاسخ مي دادند .
دعوت از سخنرانان متعهد و مبارز جهت ايراد سخنراني يكي ديگر از برنامه ها بود كه مورد استقبال اقشار مختلف مردم قرار مي گرفت و در بعض موارد از سوي ساواك و شهرباني ممنوعيت يا محدوديت انجام مي شد .
با اوج گيري مبارزات و وقوع حوادث مهم انقلاب اسلامي ، جريان دستگيري و زندان و تبعيد ايشان پيش آمد كه در بخش مربوط به فعاليت هاي سياسي و سوابق مبارزاتي بدان موارد اشاراتي نموديم .

 

مراكز و ابنيه ديني :


در سال 1363 يكي از افراد خيّر قطعه زميني ( واقع در خيابان جهاد سازندگی ) جهت احداث مسجد به حضرت آيت الله سيد علي اصغر دستغيب واگذار نمود كه از موقعيت حساسي برخوردار بوده و ساختمان آن با كمك افراد خير و نيكوكار به اتمام رسيده و چندين سال است كه اقامه جماعت و برنامه هاي ديني برقرار مي باشد . مسجد مزبور علاوه بر صحن و شبستان شامل كتابخانه و ديگر بخش هاي مورد نياز فعاليت هاي فرهنگي مي باشد و بنام ( امام حسن مجتبي (ع) ) نامگذاري شده است .
در سال 1365 قطعه زميني ( واقع در بلوار شاهد ) از ثلث يكي از اشخاص متدين جهت احداث مدرسه علميه به ايشان واگذار گرديد كه در ابتدای بلوار شاهد قرار دارد و بحمد الله ساختمان آن تکمیل و به بهره برداری رسیده است . این حوزه دارای بخش های مختلف کلاس های درس، کتابخانه و سالن مطالعه ، امور اداری، نمازخانه، سالن کنفرانس، سالن اجتماعات، سلف سرویس و سالن ورزش می باشد.
در سال 1372 با تأييدات الهي به بازسازي و احياء مجموعه شاه قيس ( مركب از مسجد ، بقعه و حوزه علميه ) كه به تدريج مخروبه و متروكه مي شد توفيق يافته و بحمدالله تحت عنوان مجتمع مذهبي ـ فرهنگي شاه قيس فعال گرديد و حجرات آن در اختيار طلاب قرار گرفت . فضاي مشجر و محوطه نسبتاً وسيع آن زمينه مساعدي جهت تعليم و تعلم و مطالعه و مباحثه مي باشد .

 

سوابق مبارزاتی:

 

نخستين خاطرات سياسي و سوابق مبارزاتي حضرت آيت الله سيد علي اصغر دستغيب مربوط به شروع نهضت اسلامي به رهبري حضرت امام خميني ( قدس سره ) در سال 1342 مي باشد .
از همان ابتدا كه پيام هاي اوليه امام منتشر گرديد چنان شيفته آن رهبر عظيم الشأن و آراء و افكار معظم له شدند كه از اعماق دل و جان و با تمام وجود آماده لبيك به نداي آشنا و دلنشين آن اسوه تقوي و فضيلت و الگوي ثبات و مقاومت گشته و با شور و شوق خاصي دستور العمل هاي رهبر بي بديل انقلاب را به قصد تبعيت و انجام تكليف الهي پي گيري مي نمودند .
اولين گامي كه به همراهي بعض دوستان مؤمن و مبارز انجام گرفت تشكيل جلساتِ سرّي و فعاليت در رابطه با مجلس عمومي هفتگي مسجد جامع عتيق بود كه از اقشار مختلف بويژه علما و روحانيون تشكيل شده و اكثريت قريب به اتفاق روحانيت حضور داشتند .
مرحوم آيت الله شهيد حاج سيد عبدالحسين دستغيب ( قدس سره ) منبر مي رفتند و عليه رژيم طاغوت و جنايات و اقدامات ضد اسلامي آن بطور مبسوط سخن مي گفتند .
از جمله اقداماتي كه با همكاري بعض برادران متعهد و انقلابي توفيق آنرا داشتند چاپ و انتشار عكس امام امت (ره) و اعلاميه هاي معظم له بود .
به تدريج عناصر ساواك نيروهاي فعال را شناسايي و تحت نظر و مراقبت شديد گرفته و در مواردي از آنها بازجويي و بازپرسي مي نمودند . آقا سيد علي اصغر دستغيب هم در آن ايام براي اولين بار به ساواك احضار شده و مورد بازپرسي و تهديد قرار گرفتند .
به دنبال حوادث 15 خرداد 1342 و پديد آمدن جو اختناق ، به تدريج نيروهاي انقلاب خصوصاً جوانان مبارز ايشان را بازسازي نموده و تماسهاي مخفي و جلسات سري در منازل برقرار گرديد . كه حضرت ايشان غالباً در جلسات مزبور شركت داشتند . حاضرين علاوه بر استفاده از قرآن ، دعا ، استماع سخنراني از جريانات و حوادث تازه مطلع شده و با كتب و نشريات جديد و مفيد آشنا مي گشتند و در مواقع مقتضي هم نوار سخنراني يا پيام حضرت امام (ره) به سمع كسانيكه در جلسه حضور داشتند مي رسيد .
در چنين شرايطي به پيشنهاد بعض دوستان در مسجد حاج ميرزا كريم جلسه شبهاي سه شنبه مخصوص جوانان را تشكيل دادند كه به تدريج بصورت يكي از كانون هاي مبارزه عليه رژيم طاغوت در آمد . همزمان و به مناسبتهايي در بعض جلسات ديگر ازجمله جلسه شبهاي پنجشنبه مسجد شمشيرگرها حضور يافته و براي حاضرين صحبت مي كردند . تقريباً بطور مرتب خودشان و دوستان جواني كه در جلسات و برنامه هاي مسجد حاج ميرزا همكاري داشتند تحت نظر ، مراقبت و احياناً احضار و بازداشت از سوي مأمورين ساواك و شهرباني قرار مي گرفتند . از جمله در تاريخ 15/5/1349 كه دستگير و به ساواك اعزام گرديدند و همچنين در تاريخ 28/8/1349 از طرف ساواك دستگير و به شدت مورد تهديد واقع شدند كه چنانچه غير از مطالب ديني ، مسائلي مطرح نمائيد تصميمات حادي درباره شما گرفته خواهد شد .
پس از رحلت مرحوم آيت الله حكيم ( قدس سره ) در مورد مرجعيت حضرت امام خميني ( قدس سره ) تبليغ وسيع و با شيوه مطلوب را آغاز نمودند كه مفيد و مؤثر بود و لذا حساسيت عناصر رژيم را مضاعف ساخت .
در سال 1351 به منزلي كه حدود 40 نفر از اشخاص مؤمن و مبارز در آنجا جلسه داشتند يورش برده و ايشانرا دستگير نمودند ، متعاقب آن به پيشنهاد چند نفر از برادران ديني و انقلابي اطلاعيه اي در اعتراض نسبت به اين عمل وحشيانه صادر و منتشر كردند كه پس از پي گيري و دستگيري بعض افراد بالاخره حضرت آيت الله سيد علي اصغر را از مدرسه آقاباباخان دستگير و مستقيماً به زندان عادل آباد بردند كه در آنجا مورد بازپرسي و شكنجه قرار گرفتند .
در همين برهه فعاليت ايشان در مسجد الرضا (ع) آغاز گرديد و با تجمع دانشجويان مسلمان و انقلابي به تدريج كانون ديگري براي مبارزه عليه رژيم طاغوت شكل گرفت .
همان اوقات بار ديگر توسط كميته هماهنگي ضد خرابكاري ساواك و شهرباني با هجوم سبعانه و وقيحانه نيمه شب به منزلشان ، ايشان را دستگير و به شهرباني بردند . رهبري عمليات مزبور را دكتر كمالي شكنجه گر معروف بعهده داشت كه از تهران به منظور برخورد با افراد انقلابي مذهبي آمده بود . در همان نيمه شب ايشان را به زيرزمين شهرباني منتقل و مورد ضرب و شتم و شكنجه قرار دادند . از طرفي با ريختن به خوابگاه دانشجوياني كه اغلب در مسجد الرضا (ع) حضور مي يافتند ايشانرا دستگير و راهي زندان يا سربازي مي نمودند . در اين مقطع زماني همانطور كه در بخش مربوط به تحصيلات متذكر شديم جهت تكميل دروس خارج فقه و اصول به قم عزيمت نمودند .
پس از مراجعه بار ديگر در مسجد الرضا (ع) به اقامه جماعت و برنامه هاي تبليغي اشتغال يافتند و اين در حالتي بود كه به تدريج انقلاب اسلامي به مرحله اوج گيري نزديك مي شد و حوادث و رويدادها يكي پس از ديگري ملت را آگاه تر و مصمم تر و مبارزه عليه رژيم را داغتر و شعله ور تر مي ساخت . جريان جشن هنر شيراز يكي از وقيح ترين مراسمي بود كه همزمان با ماه مبارك رمضان به دستور دربار برگزار شد و مجريان آن كثيف ترين عناصر مزدور رژيم بودند . در تاريخ 4/6/1356 پس از نماز ظهر و عصر در مسجد الرضا (ع) خطاب به جمعيت كثيري كه اغلب جوان و دانشجو بودند ، سخنان شديد اللّحني عليه برنامه هاي ضد ديني دستگاه حكومتي ايراد نمودند . در پايان مجلس مأمور شهرباني در حاليكه بيانات ايشان را ضبط كرده بود مواجه با خشم حاضرين گرديد و بالاخره با از دست دادن نوار ضبط صوت موفق به فرار شد .
آقا سيد علي اصغر در مهديه هم شبها برنامه سخنراني داشتند كه عناصر رژيم حساسيت زيادي نسبت به آن مراسم نشان مي دادند . در تاريخ 22/7/1356 از مردم دعوت شده بود جهت برپايي اجتماع با شكوهي در صحن حضرت احمد بن موسي (ع) ( شاهچراغ ) حضور يابند و بنا بر اين بود كه ايشان در آنجا سخنراني كنند ، اما دقايقي پس از خروج از منزل ، مأمورين مانع از ادامه حركتشان به سوي شاهچراغ شدند . بوسيله اتومبيل شهرباني ايشانرا به سوي كلانتري 7 كه آن زمان در خيابان صاحبديواني قرار داشت بردند كه تا پاسي از شب بازداشت بودند .
پس از چهلم شهادت مرحوم آيت الله حاج آقا مصطفي خميني با استماع سخنراني آقاي دكتر حسن روحاني كه به همين مناسبت در تهران ايراد شده بود ، مشارٌاليه را جهت سخنراني در مسجد الرضا (ع) دعوت كردند ، اما در فرودگاه تهران از
بدين ترتيب حضرت ايشان خودشان به منبر رفتند و بيانات اعتراض آميزي ايراد نمودند . در پايان مجلس شب اول براي نخستين بار در شيراز طي سالهاي اختناق عده اي از حضار كه اغلب جوان و دانشجو بودند با شعار “ درود بر خميني ” حركت كردند . در همان شب شيشه هاي سينماهاي كاپري و آريانا شكسته شد و در پايان مجلس شب دوم ، مشروب فروشي مرسوم به “ ملت ” را به آتش كشيدند و از سوي ساواك براي ايشان بعنوان مسبب اين اقدامات پرونده سازي كردند ، با اين ادعا كه حركات مزبور بوسيله شركت كنندگان در مجلس مسجدالرضا (ع) انجام يافته و آنها تحت تأثير سخنان ايشان اقدام به چنين اعمالي نموده اند .
متعاقب اين حوادث در تاريخ 20/9/1356 حضرت آيت الله سيد علي اصغر دستغيب را دستگير و به كلانتري يك بردند و فرداي آن روز به زندان عادل آباد منتقل نمودند . حدود يكماه در بند يك زندان بودند و سپس از طريق دادسرا آزاد شدند . همزمان با انتشار مقاله توهين آميز روزنامه اطلاعات عليه حضرت امام (ره) و شهادت عده اي از مردم وفادار و فداكار شهر قم ، در مجلس يادبود يكي از دانشجويان در مسجد الرضا (ع) سخنان اعتراض آميزي نسبت به حوادث جاري ايراد نمودند .
در تاريخ 2/12/1356 توسط عمال رژيم دستگير و به سراوان سیستان و بلوچستان تبعيد شدند . آيت الله سيد علي اصغر دستغيب در طول اقامت اجباري در سراوان با وجود اقليت بسيار محدود اهل تشيع ، در مسجد و منازل براي عموم و در مهديه براي كودكان و نوجوانان جلسات ارشادي تشكيل دادند و به تدريج در آن جو خاموش و منطقه دورافتاده كه تا مرز پاكستان فاصله كوتاهي بود به لطف خداوند توفيقاتي حاصل گرديد و حتي با حضور در مساجد اهل تسنن و تماس با بعض مولوي هاي ايشان در زمينه تنوير افكار مشاراليهم و مأمومين جماعت گامهايي برداشته شد .
در همان ايام به طور مخفيانه و با لباس مبدل به ايرانشهر رفتند و با حضرت آيت الله خامنه اي ( مد ظله ) كه در آنجا تبعيد بودند ملاقات نمودند .
در تاريخ 17/5/1357 و در آستانه ماه مبارك رمضان از سراوان به بندر لنگه منتقل گرديدند و در همان اوايل تلگرافي از علما اعلام و روحانيت معظم شيراز مبني بر احوالپرسي دريافت داشتند كه بسيار مؤثر و مفيد بود .
در بندر لنگه فعاليت هايشان ادامه يافت ، بدين ترتيب كه در يكي از مساجد اقامه جماعت نموده و سخنراني مي كردند .
برگزاري نمازجمعه يكي ديگر از برنامه ها بود كه هر هفته به امامت يكي از روحانيون تبعيدي از جمله ايشان اقامه مي گرديد . بعلاوه عصرهاي ماه مبارك رمضان در مسجد جلسه بحث و گفتگو براي جوانان تشكيل مي دادند .
عيد قربان همان سال در بازگشت از نماز عيد كه بصورت اجتماعي با شكوه و تظاهراتي گسترده انجام شد ، در يكي از ميادين شهر بالاي بلندي وسط ميدان قرار گرفتند و با بلندگوي دستي بياناتي در رابطه با شرايط و مواضع انقلاب ايراد نمودند كه با شعارهاي كوبنده مردم انقلابي بندر لنگه همراه بود .
اوايل آذرماه 1357 هنگام مراجعه از تبعيد در شهر فسا مورد استقبال اهالي قرار گرفتند و در اجتماع بزرگ مردم با ايمان و مبارز فسا سخنراني كردند .
هنگام ورود به شيراز از پل فسا تا منزل مورد استقبال نيروهاي مؤمن و انقلابي واقع شدند .
با شروع محرم و برنامه تكبير پشت بامها كه منجر به شهادت جمعي از هموطنان عزيز تهراني گرديد ، با عده اي از دوستانشان پس از نماز جماعت مغرب و عشاء در بانك خون حضور يافتند و در جمع همشهريان عزيز شيرازي كه با شور انقلابي جهت اهداء خون آمده بودند مطالبي بيان داشتند .
قطعنامه راهپيمايي عظيم عاشورا در ميدان شهرداري ( شهداء فعلي ) توسط ايشان قرائت گرديد . در آن ايام مجلس چهلم شهداي مسجد حبيب با حضور علماء و روحانيون در مسجد جامع منعقد گرديد و طبق قرار قبلي در آن اجتماع با شكوه سخنراني نمودند .
همان اوقات بعض مسئولين بيت حضرت امام از نوفل لوشاتو با تماس تلفني به منزلشان اعلاميه هاي جديد را منتقل نمودند و متقابلاً اخبار تازه و حوادث شيراز و ديگر شهرستان هاي فارس را دريافت مي كردند كه نمونه اي از آن جريان تسخير ساواك فيروزآباد و بعض جزئيات آن بود .
يكي از شبها در جمع اساتيد و پزشكان دانشگاه شيراز كه بعنوان اعتراض نسبت به تهاجم مزدوران مسلح حكومت نظام به محوطه دانشگاه متحصّن شده بودند حضور يافتند و پس از ايراد سخنراني تا پاسي از شب با ايشان بودند .
صبحگاه همان شب پس از اطلاع از حادثه كشتار سعدي توسط يكي از عوامل منحوس رژيم در بيمارستان بر سر اجساد شهداء حضور يافتند و براي بازماندگان و جمعي از اهالي سعدي و مردم انقلابي بياناتي ايراد كردند و در ادامه جهت تشييع پيكر پاك شهداء با ديگر برادران مبارز هماهنگي نموده و اقداماتي انجام گرفت .
پس از اعلام تصميم امام امت (ره) بر مراجعه به ايران به همراه جمعي از دوستان جهت استقبال به تهران عزيمت و بهمراه ديگر روحانيون مبارز از سراسر كشور در تحصن مسجد دانشگاه تهران شركت نمودند .
در تاريخ 12/11/1357 جهت شركت در مراسم استقبال از مسجد دانشگاه به سمت فرودگاه رفتند و پس از آن در جلسه ديدار روحانيون با رهبر كبير و قائد عظيم الشأن امام راحل (ره) حضور يافتند و بالاخره به شيراز مراجعت كردند .
در فاصله كوتاهي كه به پيروزي انقلاب اسلامي يعني 22 بهمن 1357 باقي بود برنامه تظاهرات گسترده مردم را به همراه ديگر برادران و دوستان انقلابي طراحي و تنظيم نمودند .

 

منبع: سایت دفتر معظم له