تاریخچه

با اوج گیرى مبارزات و مخالفت‏ها علیه مفاد تصویب نامه «انجمن‏هاى ایالتى و ولایتى» در سال ۱۳۴۱، امام خمینى با ارسال پیام‏هایى به علماى شهرستان‏ها، از تمامى روحانیون و اندیشمندان کشور خواستند تا مردم را از مقاصد و اهداف پنهانى رژیم آگاه کنند.

در نتیجه این اقدام، دامنه قیام پانزده خرداد در سراسر کشور گسترش یافت. بیانیه و اعلامیه‏ هاى امام خمینى در مدت زمان کوتاهى توسط شبکه‏ هاى نیمه تشکیلاتى در شهرستانها توزیع و روحانیون آشکار و پنهان مواضع امام خمینى را در منابر و محافل مردمى تشریح کردند.

در شیراز نیز به محض دریافت بیانیه امام خمینى، ستادى متشکل از جامعه روحانیت شیراز در مسجد جامع عتیق تشکیل شد. در آن ستاد چهره‏ هاى برجسته‏ اى چون آیت الله سید عبدالحسین دستغیب، آیت الله شیخ بهاء الدین محلاتى، آیت الله سید محمود علوى، آیت الله سید محمد امام، آیت الله سید حسین یزدى، آیت الله حاج شیخ ابوالحسن حدائق، آیت الله شیخ محمود شریعت و آیت الله باقر آیت اللهى (حاج عالم) حضور داشتند.

جامعه روحانیت در اولین اقدام خود با اتفاق نظر، آیت الله دستغیب را به عنوان سخنگوى این ستاد تعیین و اولین بیانیه خود را با امضاى بیش از چهل تن از علماى شیراز و سایر شهرستان‏هاى استان فارس در حمایت از نهضت و امام خمینى(ره) صادر کرد.

جلساتى که شب‏هاى جمعه توسط این ستاد در مسجد جامع برگزار مى‏گردید، نقش عمده‏اى در بیدارى توده‏هاى مردم و بسیج افکار عمومى داشت. در پرتو وحدت و همدلى روحانیون شیراز، سایر جماعت نمازگزاران و روحانیون مساجد و مجامع مذهبى بعد از اقامه نماز جماعت به مسجد جامع عتیق مى‏آمدند و پس از مراسم دعاى کمیل، آیت الله دستغیب با سخنان گرم و دل نشین خود مردم را در جریان حوادث سیاسى و مسایل جارى مملکت قرار مى‏داد.

صراحت و نفوذ کلام آیت‏ الله دستغیب به گونه‏ اى بود که نوارهاى سخنرانى وى در بسیارى از شهرستانهاى استان فارس، قم و تهران توزیع مى‏شد. جمعیتى که در جلسات شبهاى جمعه در مسجد جامع گردهم مى‏ آمدند بى‏ سابقه و با شکوه بود. از این رو رژیم و ایادى آن تلاش مى‏کردند تا به هر نحو ممکن این انسجام و گردهمایى مردمى را متلاشى کنند.

گزارشهاى به دست آمده از ساواک نمایانگر آن است که رژیم با وحشت و نگرانى فوق العاده‏اى روند نهضت را در شیراز تعقیب مى‏کرد.

ساواک از گسترش دامنه قیام به سایر شهرستانها و از پیوستن عشایر مسلح به نهضت بیمناک بود و دامنه نفوذ روحانیون و گسترش آن در میان عشایر مسلح بر این نگرانى مى‏افزود.

با این وجود در سایر شهرستانهاى استان فارس از جمله جهرم، کازرون، داراب، ممسنى، فیروز آباد و لارستان خیزشهاى مردمى به حمایت از نهضت امام خمینى شکل گرفت که تنها در منطقه لارستان طى حادثه خونین «صحراى باغ» دهها تن از کودکان، زنان، مردان و سالخوردگان عشایر این منطقه در نتیجه بمباران و کشتار گروهى به شهادت رسیدند. جغرافیاى سیاسى استان فارس و بافت عشایرى این منطقه، در نهضت پانزده خرداد حوادثى را به وجود آورد که نظیر آن در هیچ کدام از مناطق کشور دیده نشد.

در فاصله میان تصویب لایحه انجمن‏هاى ایالتى و ولایتى در تاریخ ۱۴/۷/۱۳۴۱ و لغو آن در ۸/۹/۱۳۴۱ که یک شکست سیاسى براى شاه و دولت علم محسوب شد، تا تاریخ ۱۹/۱۰/۱۳۴۱ که رفراندوم لوایح ششگانه اعلام گردید، رژیم با طرح و بزرگ نمایى قتل مشکوک رئیس اصلاحات اراضى فیروز آباد فارس، دست به یک جنجال تبلیغاتى زد.

هیأت دولت ضمن اعلام حکومت نظامى در فارس، روز بیست و سوم آبان ماه را عزاى عمومى اعلام کرد. رژیم قتل رئیس اصلاحات اراضى را ابتدا ناشى از ماجراى راهزنى در جاده توسط اشرار قلمداد کرد. اما بعدها مدعى شد که این اقدام توسط عشایر ایل سرخى صورت گرفته است. اگر چه شاهدان عینى حادثه معتقدند که این توطئه توسط عوامل ساواک به منظور بهانه تراشى، مداخله و شدت عمل علیه عشایر مسلح منطقه طراحى شده بود. بعد از این حادثه نیروهاى نظامى در منطقه مستقر شدند و با چپاول، غارتگرى، تعدى به ناموس، طرح اتهامات ناروا و دستگیرى سرکلانتر عشایر ایل سرخى، قیام عشایر فارس را شعله‏ور ساختند.

اقدامات شتابزده رژیم براى سرکوبى و خلع سلاح عشایر نتایج معکوسى به همراه داشت. تشکیل عشایر مسلح تحت پوشش نهضت مقاومت ملى عشایر از اولین نشانه‏هاى بارز آن بود. نهضت مقاومت طى اعلامیه‏هاى متعددى از قیام امام خمینى در طول نهضت حمایت کرد. نفوذ آیت الله محلاتى در میان عشایر فارس و حمایتهاى مادى و معنوى شهید آیت الله دستغیب ارتباط مستحکمى میان نهضت روحانیون و عشایر فارس به وجود آورد. تلاش رژیم براى سرکوبى قیام عشایر با استفاده از نیروهاى محلى به شکست منجر شد. مقاومت و پیروزى‏هاى پى در پى عشایر رژیم را کاملاً آشفته و مضطرب کرده بود.

در آذر ماه ۱۳۴۱ اسد الله علم نخست وزیر و سرلشکر پاکروان رئیس سازمان امنیت کشور براى بررسى اوضاع بحرانى فارس راهى شیراز شدند. هدف از این مسافرت یافتن راه حلى براى کنترل اوضاع بود.

هنگامى که کوشش‏هاى «پاکروان» به منظور استفاده از وساطت و اعمال نفوذ آیت الله محلاتى براى کنترل عشایر به نتیجه‏ اى نرسید، اسد الله علم طرحى براى سرکوبى قیام عشایر فارس توسط افراد بلوچ ارائه کرد که به تصویب شاه نرسید.

شاه در دى ماه ۱۳۴۱ وارد شیراز شد و با سخنان شدید اللحن و خشنى، عشایر فارس را تهدید کرد و سرانجام دو ماه بعد طى حکمى سپهبد بهرام آریانا فرمانده نیروى زمینى (یکى از خشن‏ترین فرماندهان نیروهاى مسلح) را به عنوان فرمانده عملیات جنوب، مأمور سرکوبى قیام عشایر فارس کرد. سپهبد آریانا با نهایت قساوت و بى‏رحمى به سرکوبى قیام عشایر پرداخت و به بهانه انهدام مواضع عشایر که به کوه‏ها پناه برده بودند با استفاده از بمب افکن و آتشبار توپخانه، مناطق مسکونى عشایر و سیاه چادرها را به طور وحشیانه‏اى ویران ساخت و در روستاى «پیر بناب» براى جلوگیرى از پیوستن عشایر به مردم شیراز، دهها تانک و خودرو، به همراه یگانهاى نظامى گسیل کرد. همچنین منطقه توسط بمب افکن‏ها بمباران شد.

حادثه فیضیه قم (۲/۱/۱۳۴۲) انعکاس وسیعى در شیراز و سایر شهرهاى استان فارس داشت، روحانیون شیراز و برخى شهرستانها به عنوان اعتراض از برپایى نماز جماعت در مساجد خوددارى کردند.

على رغم مقاصد رژیم از کشتار وحشیانه طلاب علوم دینى و سرکوب و مرعوب کردن روحانیون، جامعه روحانیت شیراز در تاریخ ۳۰/۱/۱۳۴۲ با صدور اعلامیه‏اى ضمن ابراز انزجار از واقعه خونین فیضیه، همدردى و پشتیبانى خود را از امام خمینى اعلام کردند.

در خرداد ۱۳۴۲ مراسم سوگوارى سرور آزادگان حضرت حسین بن على علیه‏ السلام در اکثر محلات و مساجد شیراز برپا بود و به رغم فشارهاى نیروهاى امنیتى و انتظامى بسیارى از دستجات سینه زنى مراسم سوگوارى را مبدل به یک راهپیمایى سیاسى کرده بودند.

بنابر توصیه‏ هاى امام خمینى، وعاظ و روحانیون از مظالم رژیم و خطراتى که از سوى آمریکا و اسرائیل اسلام را تهدید مى‏کرد، بر روى منبر سخن گفتند. شب عاشورا مراسم باشکوهى در مسجد نو تشکیل شد و جمعیت بى‏ شمارى در صحن بزرگ مسجد گرد آمدند. مردم شیراز در آن شب علاوه بر حمل پرچم‏هاى سیاه و طبق‏هاى عزادارى، پلاکاردهایى با مضامین سیاسى آورده بودند.

بعد از سخنرانى پرشور آیت الله دستغیب جمعیت با حالت اعتراض و شعار از مسجد خارج شدند که با مداخله نیروهاى انتظامى روبرو گردیدند. عده‏اى براى نجات جان آیت الله دستغیب از طریق بازار و کوچه ‏هاى اطراف به سختى توانستند وى را به منزل برسانند. در منزل آیت الله محلاتى نیز مراسم مشابهى برپا بود.

آیت الله محلاتى ضمن تفسیر آیه شریفه «واعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم» ضرورت مجهز شدن مسلمانان به سلاح روز و قیام مسلحانه را بیان کردند.

خبر دستگیرى امام خمینى، صبح روز پانزدهم خرداد در شیراز منتشر شد ولى هنوز مردم به درستى از چگونگى وقایع قم و تهران اطلاعى نداشتند اما بعد از پخش اخبار رادیو در ساعت دو، موجى از نفرت و انزجار میان مردم شیراز به وجود آمد و شهر در وضعیتى کاملاً غیر عادى فرو رفت، مردم در مسجد جامع تجمع کردند و آیت الله دستغیب مردم را از اوضاع مطلع کرد.

آیت الله محلاتى و آیت الله دستغیب ضمن اعلام تعطیلى روز شانزدهم خرداد از مردم دعوت کردند که در مسجد نو اجتماع کنند.

مردم از آنجایى که نگران دستگیرى و تعرض به رهبران مذهبى خود بودند تصمیم گرفتند براى جلوگیرى از هر حادثه‏اى، شبانه در اطراف منزل آیت الله محلاتى و آیت الله دستغیب تجمع کنند. با این وجود مأمورین شبانه به منزل آیت الله محلاتى هجوم بردند و چون در آن جا با مقاومت چندانى روبرو نشدند ایشان را بازداشت و به همراه عده‏اى از روحانیون شبانه با هواپیما به زندان تهران اعزام کردند. در اطراف منزل آیت الله دستغیب جمعیت زیادى کوچه‏هاى اطراف را فرش کردند. عده‏ اى نیز درون خانه براى محافظت از ایشان گرد هم آمدند. با یورش مأمورین مسلح جمعیت مقاومت کردند و در نتیجه عده‏ اى مجروح و مصدوم شدند. با این وجود آنها تلاش کردند آیت الله دستغیب را از منزل خارج کنند.

مأمورین براى شکستن در خانه و مقاومت مردم شدت عمل زیادى به خرج دادند و در منزل آیت الله دستغیب با خشونت زیاد تعداد زیادى از افراد را مورد ضرب و شتم قرار دادند، آنها حتى به زنان و کودکان نیز رحم نکردند. یاران آیت الله دستغیب توانستند جان وى را از مهلکه نجات دهند.

صبح روز شانزدهم خرداد مردم به دعوت آیت الله دستغیب و محلاتى بازار و مغازه‏ ها را تعطیل کردند و به رغم اعلام حکومت نظامى در مسجد نو تجمع کردند. اما به زودى دریافتند که روحانیون و رهبران نهضت را در شیراز شبانه دستگیر کرده‏ اند. خبر یورش به منزل روحانیون و دستگیرى آنها بر خشم مردم افزود. مردم بدون برنامه‏ اى از قبل طراحى شده، دسته دسته از مسجد خارج شدند و به عنوان اعتراض با سر دادن شعارهایى در حمایت از امام خمینى و ابراز انزجار نسبت به رژیم خودکامه دست به راهپیمایى زدند. دستگیرى عناصر فعال نهضت و فقدان رهبرى از جمله عواملى بودند که دست عمال رژیم را براى بر هم زدن اوضاع باز گذاشت. بسیارى از شاهدان عینى حوادث روز شانزدهم خرداد اظهار مى‏دارند که عمال رژیم در آن روز تلاش مى‏کردند تا با بد جلوه دادن اعمال و مقاصد تظاهر کنندگان افکار عمومى را نسبت به قیام پانزده خرداد منحرف سازند. از این رو عده‏ اى از عمال رژیم آشکار و پنهان مسیر و مقصد تظاهر کنندگان را منحرف نمودند و اقدام به شکستن چراغها و علایم راهنمایى و تخریب و آتش زدن مغازه‏ ها کردند.

در نتیجه این اقدامات، بهانه‏ هاى لازم نیز براى مداخله نیروهاى انتظامى فراهم گردید. آنها با استفاده از گاز اشک آور و شلیک گلوله به تظاهر کنندگان، مردم بى‏ دفاع و بى‏ گناه را مجروح کردند و به خاک و خون کشیدند.

اکثر افرادى که در حادثه شانزده خرداد به شهادت رسیدند نوجوان بودند. مردم جنازه‏ هاى شهیدان را در حالى که با گل و برگ درختان پوشانده بودند روى درهاى چوبى بر دوش حمل کردند. مردم خشمگین ماشین جیپ یکى از عاملان تیراندازى به تظاهر کنندگان را واژگون ساختند و آتش زدند. عده‏اى از تظاهر کنندگان به سمت چهار راه مشیر رفتند و در آن جا نیز نیروهاى انتظامى جمعیت را به رگبار مسلسل بستند.

عمال رژیم از بیم رسیدن گروهى از تظاهر کنندگان که از خیابان خیام به سمت استاندارى و ساواک در حرکت بودند سرتاسر خیابان را بستند و با شلیک گلوله از حرکت مردم جلوگیرى کردند. تظاهر کنندگان تا ساعاتى از ظهر به مقاومت پرداختند اما با یورش نیروهاى نظامى و تیراندازى و حاکم شدن رعب و وحشت رفته رفته پراکنده شدند. مأمورین انتظامى تعداد زیادى از تظاهر کنندگان را که مجروح و مصدوم بودند به درون ماشینهاى ارتشى پرتاب کردند و همراه با دستگیر شدگان از صحنه خارج کردند. متعاقب آن نیروهاى امنیتى اقدام به دستگیرى عناصر فعال و انقلابى کردند. تعداد دستگیر شدگان واقعه شانزده خرداد شیراز (بنا بر گزارشهاى مندرج در جراید)، ۱۴۵ نفر بودند که هر روز بر این تعداد افزوده مى‏ شد. دستگیر شدگان در دادگاه جنایى فرماندارى نظامى شیراز محاکمه شدند، عده ‏اى به زندانهاى طویل المدت و عده‏ اى نیز به اعدام محکوم گردیدند.

رژیم با به شهادت رساندن، دستگیرى، محاکمه مردم انقلابى شیراز و با ایجاد جو رعب و وحشت و نیز با به دار آویختن عده‏اى از سران عشایر در خیابانهاى شیراز، کوشید قیام اصیل مردم شیراز و استان فارس را در حمایت از نهضت امام خمینى سرکوب کند اما هرگز نتوانست امواج خروشان نهضت حق جویانه پانزده خرداد را براى همیشه در پشت پرده خفقان پنهان سازد.

مردم انقلابى شیراز بعد از حادثه پانزده خرداد در هر فرصتى براى زنده نگه داشتن این حادثه تلاش کردند و با آزاد شدن آیت الله دستغیب از زندان طى مراسم کم سابقه ‏اى از چهل و پنج کیلومترى شهر شیراز به استقبال ایشان رفتند.

عده‏ اى از روحانیون شیراز و سایر شهرستانهاى استان فارس، موسوم به «روحانیون مهاجر» براى اعتراض به دستگیرى امام خمینى، آیت الله محلاتى و آیت الله قمى به همراه سایر روحانیون کشور عازم تهران شدند و براى آزادى آنها تلاش کردند و …

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *